عزاداري‏هاي نامشروع

نسخه مناسب چاپ
اين مقاله از عزاداري‏هاي نامشروع؛ سيد محسن امين عاملي، ترجمه جلال آل احمد. تهران، شرکت چاپخانه تابان، 1323، گرفته شده است.

عزاداري‏هاي نامشروع علّامه بزرگوار، آيت‏اللَّه سيد محسن امين عاملي از علماي بزرگ شيعه در لبنان و صاحب کتاب گرانسنگ اعيان الشيعه، بي‏شک يکي از مفاخر عالم تشيع و از اصلاحگران مشهور و صادق و مخلص عصر ماست که در مسئله پاکسازي مراسم عزاداري حسيني، از خرافات و بدعت‏ها، از پيشگامان محسوب مي‏گردد. البته پيش از علّامه امين، علماي و فقهاي بزرگوار ديگري در فتاوي خود، مردم را از ارتکاب اعمال خلاف در مراسم عزاداري امام حسين‏عليه السلام برحذر داشته بودند؛ اما اين مصلح بزرگ، با شجاعت و شهامت خاص حسيني، براي اصلاح امور بزرگداشت خاطره شهادت حسين بن علي‏عليه السلام و براي پاکسازي مراسم عزاداري از خرافات و بدعت‏هايي که توسط عناصر مشکوک و يا ساده‏دل و نادان، وارد آن شده بود، به روشنگري پرداخت و در آثار و تأليفات خود، خطبا و اهل منبر را هشدار داد که حقيقت را بر مردم بازگو کنند و از نقل احاديث مجعول و يا مشکوک خودداري ورزند... و همواره مردم را با هدف برجسته و وارسته امام‏عليه السلام آشنا سازند و عزاداري را به قصد احياء انديشه‏هاي حسيني، به دور از آداب و رسوم جاهلي، بر پا دارند. تأليف کتاب پر ارج المجالس السنيه في مناقب و مصائب النبي و العترة النبويه در پنج جلد، در همين راستا بود و در واقع مرحوم آيت‏اللَّه علّامه امين عاملي در دعوت اصلاحگرانه خود، خواستار برگشت به راه و روش اسلام راستين و مکتب اهل بيت بود. علاوه بر کتاب فوق، آيت‏اللَّه امين، رساله‏اي نيز تحت عنوان التنزيه لاعمال الشبيه تأليف و منتشر ساخت که در آن به تحريم اعمال غير مشروعي چون قمه ‏زني پرداخت و اين رساله در ماه محرم 1346 هجري در بيروت چاپ و منتشر گرديد. به دنبال نشر اين رساله که در آن، قمه‏زني اقدامي وحشيانه، موجب تمسخر دين و مذهب و خلاف شرع و عقل، معرفي شده بود، کساني که از سلطه استعمار و لزوم مبارزه با آن، سخني بر زبان نمي‏آوردند، قيام کردند و اتهامات ناروايي بر ضد آيت‏اللَّه سيد محسن امين عاملي منتشر ساختند. خود علّامه امين عاملي در اين باره مي‏نويسد: قمه ‏زني و اعمالي ديگر از اين قبيل در مراسم عزاداري حسيني، به حکم عقل و شرع حرام است و زخمي ساختن سر، که نه سود دنيوي دارد و نه اجر اخروي، ايذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل، اين عمل، شيعه اهل بيت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشي قلمداد مي‏کند و شکي نيست که اين اعمال، ناشي از وساوس شياطين بوده و موجب رضايت خدا و پيامبر و اهل بيت اطهار نيست و البته تغيير نام اين اعمال، در ماهيت و حکم شرعي آن، که حرمت است تغييري نمي‏دهد و من هيچ وقت در اين مراسم که در مقام سيده زينب در دمشق برگزار مي‏شود، شرکت نکرده‏ ام و مردم را هم از شرکت در آن نهي نموده ‏ام و به همين دليل هم رساله التنزيه را نوشتم که چاپ شد و به فارسي هم ترجمه گرديد و به دنبال آن بود که گروهي از قشريون و کساني که خود را به دين منسوب مي‏دارند، قيام کردند و غوغا برپا ساختند و حتي در ميان مردم عوام شايع نمودند که فلاني عزاداري بر امام حسين را تحريم کرده است و بر اين هم بسنده نکرده و مرا به خروج از دين، متهم ساختند و متأسفانه بعضي از معممين متحجر هم اين تهمت را دامن زدند و آنگاه سرودي بر ضد من ساختند و اموال بسياري در اين راه خرج کردند و سيد صالح حلي را مأمور قدح و ذم من نمودند... اما آنچه که به سود مردم است، در روي زمين ماندني و حباب‏هاي توخالي از بين رفتني بود![1] . در واقع انتشار رساله التنزيه لأعمال الشبيه با واکنش‏هاي مثبت و منفي در محافل شيعي روبرو شد؛ اما بيان حقيقت، براي علماي دين يک واجب شرعي است و گرنه خود آنان مستوجب لعن الهي خواهند بود. علّامه امين در اعيان الشيعه اشاره مي‏کند که رساله وي به فارسي هم ترجمه گرديد و در اينجا بي‏ مناسبت نيست اشاره کنيم که ترجمه اين رساله، توسط زنده ‏ياد جلال آل احمد به عمل آمده و در واقع اين ترجمه، نخستين اثر قلمي چاپ شده از آل احمد است که پس از مراجعت وي از نجف اشرف به آن پرداخت و در آذرماه 1322 تحت عنوان عزاداري‏هاي نامشروع، از سوي انجمن اصلاح منتشر گرديد. خود آل احمد در مثلاً شرح احوالات در اين باره مي‏نويسد: جزوه‏اي ترجمه کرده بودم از عربي به اسم عزاداري‏هاي نامشروع، که سال 22 چاپ شد و يکي دو قران فروختيم و دو روزه تمام شد....[2] . پيش از انقلاب، گويا دوستان آل احمد امکان تجديد چاپ و نشر آن را نيافتند و در ضمن مجموعه آثار آن زنده ياد، آن را منتشر نساختند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم ترجمه اين رساله، فقط يک بار از روي نسخه خطي - رونوشت - موجود در نزد استاد شمس آل احمد، برادر گرانقدر جلال آل احمد، توسط آقاي «سيد قاسم ياحسيني» در بندر بوشهر چاپ شد که به طور طبيعي از توزيع محدودي برخوردار بود. و به هر حال ما با استفاده از فرصتي که هم‏اکنون و پس از پخش بيانات تاريخي حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏ اي دام ظله الوارف - در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران - به دست آمده است، به نشر آن اقدام مي‏کنيم تا هم روشن شود که فقها و علماي بزرگوار پيشين هم، قمه‏ زني و اعمال مشابه آن را بدعت و امري خلاف و غير مشروع مي‏دانسته ‏اند و هم نسل جوان ما آگاه گردد که بيان حقيقت هميشه يک واجب الهي، بر عهده علما و فقها اسلامي بوده است.... در مورد ترجمه رساله به فارسي بايد توجه داشت که اين نخستين اثر قلمي مرحوم آل احمد است و گوياي چگونگي نثر نيم قرن پيش - 1322 - تواند بود و بي ‏شک اگر جلال آن را بعدها ترجمه مي‏کرد، از نثر بهتر و جالب‏تري برخوردار مي‏شد. اميد است که خداوند اين خدمت را از علّامه امين و زنده ياد آل احمد بپذيرد. قم: حوزه علميه، اول محرم‏الحرام 1415 هجري سيد هادي خسروشاهي

به نام خداوند بخشنده مهربان سپاس خدا را و درود بر پيغمبر ما محمّدصلي الله عليه وآله. خداوند در همه جا نهي از منکر و بازداشتن مردم از کارهاي بد را قلباً و لساناً و در هر حال و حتي‏الامکان واجب فرموده است. بزرگ‏ترين گناهان اين است که انسان بدعت‏ها را بجاي امور مستحب گرفته و يا امور مستحبي را بدعت وانمود کند. از طرفي چون شيطان و يارانش هميشه در صدد ترويج امور منکر و زشت هستند و در هر مورد راه بخصوص آن را خوب مي‏شناسند مردمان ديندار را نيز از راه دين گول زده و از راه در مي‏برند و اين خود بهترين راه گمراه کردن مردم است و کمتر عبادت و سنتي هست که شيطان با وساوس خود در آن دخالت نکرده آن را فاسد ننموده باشد. از جمله اين امور يکي موضوع عزاداري براي امام حسين‏ عليه السلام است. در اين مورد چون شيطان و يارانش با همه کوشش و تلاش خود نمي‏توانستند کاملاً پيروز شوند، تصميم گرفتند مردم را وادار کنند که در اين موضوع بدعت‏ها و منهيات و اعمال شنيع بسياري وارد نمايند. و به اين طريق سود و ثواب‏هاي آن را از بين برده اموري را در آن وارد کردند که نه تنها تمام مسلمانان بلکه تمام ملل ديگر نيز آن اعمال را شنيع و زشت مي‏دانند. علاوه بر زشتي، اين امور اغلب از چيزهايي است که در قرآن و ساير اخبار رسماً از آنها نهي شده و به عمل‏ کنندگان آنها وعده عذاب داده شده است. اين امور منهيه که در اين عزاداري‏ها فراوان اتفاق مي‏افتد، از قرار زير است: 1. کذب و دروغ گفتن. اخبار دروغ و نادرستي که دروغ بودنشان از روز، روشن‏تر است و نه در کتابي نوشته شده و نه در جايي نقل گرديده است و با وجود اين، شب و روز بر سر منابر و در ميان مجالس بدون رادع و مانعي خوانده مي‏شود و اين خود به تنهايي از بزرگ‏ترين معاصي است مخصوصاً وقتي که نسبت به خدا و پيغمبر و امام‏ عليه السلام نيز باشد که مبطل روزه نيز مي‏گردد. 2. آزار نفس و اذيت کردن بدن مي‏باشد. بدتر از اين  قمه زدن و شاخسيني است که در نتيجه ريزش خون اغلب علت ايجاد امراض و يا زخم‏هاي منکر ناعلاج مي‏گردد. و يا چون زنجير زدن (يعني با آن زنجيرهاي نکره به پشت يا به سر و صورت کوبيدن و يا به سينه زدن) و سينه ‏ها را خراشانيدن و زخم کردن و غير اينها. حرام بودن اين امور عقلاً و نقلاً ثابت است. يعني حفظ نفس از ضروريات شش‏گانه اسلامي به شمار مي‏رود؛ مخصوصاً که دين اسلام دين سهل و ساده است و پيغمبر فرموده: «جِئْتُکُمْ بِالشَّرِيعَةِ السَّهْلَة السَّمْحاءِ». يعني من براي شما دين بسيار آسان و ساده آورده‏ ام و رفع حرج در موارد مختلفه که در قرآن نيز مي‏فرمايد: «وَ مَا جَعَلَ عَلَيْکُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ.»[3]  يعني ما در دين امر دشواري بر شما بار نکرده ‏ايم، خود اين سخن را ثابت مي‏کند. 3. جيغ زدن‏ها و فريادهاي بلند زنان (که غالباً در پاي منابر و مجالس عزا اتفاق مي‏افتد) که علاوه بر شنيع بودن آن اصلاً گناه و معصيت کبيره است. 4. داد و فرياد و نعره‏هاي وحشيانه با صداهاي منکر است. 5. غير از اينها که شمرده شد آنچه به نام دين در اين گونه مجالس موجب آبروريزي و هتک حرمت فوق العاده دين مي‏شود و حد و مقداري نيز نمي‏توان براي آن شمرد و در هر جا بنابر چگونگي زندگي مادي و اقتصادي افراد تغيير مي‏کند. داخل کردن اين اعمال زشت و نامشروع در اقامه عزا براي امام حسين‏ عليه السلام از افسون‏هاي شيطان و از گناهاني است که خدا و رسولش را به غضب مي‏آورد. و حتي خود امام حسين نيز که در راه زنده کردن دين رسول خدا کشته شد و براي جلوگيري از منکرات و منهيات بود که اين همه فداکاري کرد، هرگز از اين اعمال راضي که نخواهد بود هيچ، از اين کسان بيزاري نيز خواهد جست. زشتي اين اعمال مخصوصاً وقتي است که به پاي دين حساب شود و به اسم طاعت و عبادت صورت يابد. ائمّه ما به ما دستور داده‏اند که: کُونُوا زَيْناً لَنا وَ لا تَکُونُوا شَيْناً عَلَيْنا. يعني براي ما زينت و آفرين باشيد نه باعث سرافکندگي و مذلت. و علاوه بر اين ما را امر کرده‏اند اعمالي بکنيم که بگويند: خدا جعفر بن محمّدعليه السلام را رحمت کند که چه نيکو اصحاب و پيروانش را ادب آموخته. و در عين حال از هيچ‏کدام از ائمّه ما روايت نشده که به پيروان خود اجازه چنين کارهايي را داده باشند يا خود ايشان به اين کارها برخاسته باشند و يا در زمانشان علناً يا مخفيانه کسي يا کساني به اين کارها برخاسته دسته ‏بندي کرده و در ملأ عام آبروي اسلام و تشيع را برده باشند. هرگز! هرگز! حتي در زمان آزادي شيعيان نيز با آنکه براي اعمال خود مانعي نمي‏ديدند مانند زمان مأمون و اوائل دولت بني‏ عباس چنين اعمالي سابقه ندارد. با هزار اگر - اگر فرض کنيم که اين اعمال حرام هم نباشد، بدون شک چيزهايي است که باعث ننگ و عار مذهب بوده مردم را از چنين ديني بيزار مي‏کند و حتماً زبان بدگويي را به روي دين ما خواهد گشود. شک نيست که اين اعمال، اين دسته ‏بندي‏ها این قمه کشيدن‏ها، اين بي‏ آبروگري‏ها آن هم در برابر مردم و در معابر عام (مخصوصاً اين روزها در ايران در معرض انظار تمام دول خارجي - مترجم) و اين وحشي گري‏ها و بربريت‏ها و تمام اين اموري که خدا و پيامبر و امامان هيچ‏کدام به آن راضي نخواهند بود و بدتر از همه نسبت دادن اين امور به همان بزرگواران، بدترين گناهان و فجيع‏ ترين خيانات و پرعقاب‏ترين معاصي است. عزاداراي بر امام حسين‏ عليه السلام و اقامه ماتم آن بزرگواران با وقوع اين همه فجايع، مستحب نخواهد بود، بلکه حرام نيز هست. دين اسلام دين عقل است. مسلمان واقعي يعني عاقل کامل. بنابراين هر کاري که مخالف عقل باشد بدون شک حرام و اگر از ائمّه نيز درباره آن تحريمي نشده باشد به پيروي از عقل ما مجبوريم که از آن دوري جوييم. کتاب المجالس السنيه (کتابي است بسيار بزرگ و نيکو که براي اصلاح وضع عزاداري و روضه‏ خواني و غيره از طرف نويسنده محترم کتاب منتشر شده است. مترجم) را که منتشر کرده‏ ايم در آن هيچ مقصودي نداشته‏ ام جز اينکه اين اخبار نادرستي را که بر سر منابر به ائمّه نسبت مي‏دهند تصحيح و درست کرده باشم، جز براي اينکه از اين زياده‏ روي‏ها و افراطها جلوگيري کرده باشم و جز براي اينکه از اين آبروريزي‏ها به نام اسلام ممانعت به عمل آورده باشم. اکنون کساني برخاسته ‏اند و به من تهمت مي‏زند که مي‏خواهد اخبار را نسخ کند و از اجراي اعمال دين جلوگيري کند و غيره. شما را به خدا ببيند چگونه تهمت مي‏زنند. خدا خود مي‏داند و بندگان راستگو و درست کردار او نيز همه مي‏دانند که من در اين گوشه انزوا نشسته مال و جان و عمرم را فقط و فقط وقف انتشار احکام خدا و پراکندن حقايق کرده‏ام و در اين کار نيز از هيچ کس کمکي نخواسته‏ ام و هيچ قصدي جز اين ندارم. در اين کار نيز مقصودم جز تهذيب اين اخبار دروغ و جلوگيري از اين منهيات و ممانعت از اين بي‏ آبرويي‏هاي به نام اسلام چيز ديگري نيست و مي‏کوشم که ذاکرين و وعاظ، همه کساني باشند که توجه همه را جلب کنند و گوش‏ها و قلب‏ها را به خود جذب کنند و در عين حال باعث افتخار و مفخر اسلام باشند نه باعث ننگ آن. مي‏کوشم که اين روضه ‏ها و اين عزاداري‏هاي آنان خود يک عبادتي باشد خالي از هر گونه شائبه و ريب و قصد ديگري. اقامه عزا براي امام حسين‏ عليه السلام چيزي جز ذکر مناقب آن بزرگوار و مقاصد مهم آن سرور و فهماندن اينکه چرا او خود را به کشتن داد چيز ديگري نيست و اگر چنين باشد و بالاي منابر جز اينها سخناني رانده نشود بدون شک اين خود يک وسيله ترويج از اسلام است و از اين گونه مجالس است که بايد حمايت و پشتيباني کرد و برعکس بر پاي داشتن اين گونه مجالس به نام دين براي کارهاي نامشروع باز بدون شک بزرگ‏ترين ضرر را به پيکر اسلام وارد مي‏ آورد و من براي نمونه يکي از اين مجالس عزاداري واقع و منابر حقيقي را که خودم در آن حاضر بودم، ذکر مي‏کنم: در شهر بعلبک در مجلس فاتحه يکي از بزرگان همان شهر حاضر بودم يک نفر واعظ دانا و زبردست يکي از خطب نهج البلاغه را که درباره صفت اموات بود خيلي خوب و بدون غنا و آواز خواند. يکي از دانشمندان مسيحي که در آنجا حاضر بود به رفيقش گفته بود من نه از بلاغت و فصاحت اين خطبه که انشاء مرد بزرگي است در شگفتم و نه از رواني کلام اين ناطق، بلکه تنها چيزي که مرا متعجب مي‏کند اين است که چرا اين ناطق مانند معمول سايرين خطبه خود را به آواز و با غنا نخواند؟ همين مرد مي‏گفت که ما گمان مي‏کرديم شما همه مانند يکديگر هستيد و براي همين از آوازه‏ خواني نکردن اين ناطق در تعجب آمدم. البته اين سخنان يک مرد مسيحي است که نمي‏داند ممکن است در بين وعاظ و ناطقين نيز کساني باشند که مفخر شيعه مي‏باشند و همه کس مي‏تواند از سخنانشان استفاده کند و بر معلومات خود بيفزايد. راستي خنده آور است کساني که بدون فايده و بي ‏مقصد به سر و کله خود مي‏کوبند و اعمال فجيع و نامشروع را با کمال جسارت انجام مي‏دهند، خجالت که نمي‏کشند هيچ، خود را با انبيا و اوصيا نيز مي‏خواهند برابر دانسته در يک رديف قرار دهند. دانسته شد که هر کار و عملي گرچه ديني نيز باشد وقتي به درجه عسر و حرج و سختي و مشقت رسيد تکليف از گردن شخص ساقط مي‏گردد. و همان فعل که قبلاً واجب بود اکنون ترک آن واجب مي‏گردد. کساني در اين مورد اشکال تراشيده قضيه ورم کردن پاهاي حضرت رسول را از اثر طول قيام در نمازها مثال و شاهد مي ‏آورند ولي به اين اشخاص بايد گفت اين موضوع بر فرض هم که صحيح باشد بدون شک اتفاقي بوده اينکه پيغمبر هميشه اين قدر در نماز مي‏ ايستاده که پايش ورم مي‏کرده است. چرا که در صورت عمد و از روي قصد اين کار به راستي براي رسول خدا نيز جايز نبوده است. چه کاري که منافي عقل و منطق باشد براي هر کس ناشايست و نادرست است. از همين رو فقها و علماي اسلام دستور داده‏ اند که اگر در اثر وضو ساختن حس کردي که دست‏هايت خشکه شده ترک مي‏خورد نبايد وضو بگيري و بايد به همان تيمم اکتفا کني، با وجود اينکه ترک خوردن دست در مقابل شکاف دادن سر و خراشاندن سينه و پشت چندان قابل اهميت نيست. چگونه آن را جائز ندانيم و اين امور شنيع را مجاز بشماريم؟ و هم چنين کساني آن گريه‏ هاي بي ‏پايان زين ‏العابدين ‏عليه السلام را در عزاي پدرش که به بيهوشي و غش کردن منجر مي‏شد و خودداري آن حضرت را از طعام دليل اين موضوع مي‏گيرند و مي‏خواهند ثابت کنند که بنابراين زخم زدن بر سر خود براي عزاداري امام جائز است ولي نبايد فراموش کرد که اين اخبار باز اگر صحيح هم باشد در اين باره امام‏ عليه السلام بي‏ اختيار بوده است و در فراق پدر بزرگوار خود بي ‏تاب مي‏ گرديده است. و باز کساني زخم شدن چشم‏هاي حضرت رضاعليه السلام را در اثر گريه بر جدش دليل مي‏ آورند. باز اين نيز جوابش همان است. کساني همين موضوع را عَلَم کرده و مي‏گويند حضرت رضاعليه السلام چشمان خود را از زيادي گريه مجروح سازد ولي ما که شيعيان او هستيم نکنيم؟ در جواب اين اشخاص بايد گفت چه موقعي پيش آمده که ما بينيم شما خودتان گوشه از سرتان را زخمي کنيد و يا براي يک دفعه هم شده محکم به سينه خود بکوبيد و يا بر سر خود بزنيد؟ بدون شک کساني که اين سخنان را مي‏گويند هرگز خود به اين کارها راضي نيستند و اين تنها عوام جاهل و مردمان بي‏ سوادند که از اين سخنان فريب خورده و به هر کار ناشايستي دست مي‏زنند. آري، به ايشان بايد گفت: چرا اين کارهاي نيک و خوب را خودتان انجام نمي‏دهيد و به مردم واگذار مي‏کنيد. خدا هم در قرآن مي‏فرمايد: «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ[7]  يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ».[8] . پس بدون شک اگر اين امور به راستي ثواب داشت و در دنيا و آخرت مضر نبود سزاوار بود که علما و فقها نيز به آن مبادرت کنند و خود پيش‏قدم باشند. ميرزاي شيرازي در گذشته و تمام علماي نجف در همين امروز فتاوي صريح در تحريم تمام اين اعمال صادر کرده و اعلاميه‏ هاي دور و دراز بيرون داده‏ اند. و در گذشته نيز هيچ يک از علما و فقها و مجتهدين دستور و فتوايي براي اين امور نداده ‏اند جز آنکه آنها را رسماً حرام کرده ‏اند. و من خود خط تمام علماي بزرگ نجف را که اين اعمال حتي لطمه زدن به صورت را نيز حرام کرده‏ اند، ديده ام و اين خطوط همه اکنون نيز در نزد ورثه مرحوم حاج باقر صحاف که در حجره صاحب مفتاح الکرامه مقيم بود (و هم او بود که اين موضوع را استفتاء کرده بود)باقي است. از همه اينها که ذکر شد فهميده مي‏شود که علما هيچ وقت در برابر اين اعمال شنيع ساکت ننشسته‏ اند، ولي چه بايد کرد که مردم عوام هرگز به اين سخنان گوش فرا نداده ‏اند و اين موضوع دليل رضاي آنان به اين قبايح نمي‏تواند باشد. اين کارها و اعمال شنيع را ما حتي در زمان‏هاي قوت و انتشار تشيع مانند زمان آل بويه در ايران و يا زمان مأمون و اوايل زمان عباسيان که از طرفي شاهان شيعه بر مردم حکومت داشته‏ اند و از طرفي علماي بزرگي چون شيخ مفيد و سيد مرتضي در آن زمان‏ها بوده ‏اند نيز نمي‏بينيم و هيچ خبري اين موضوع و اثبات آن را نقل نکرده است و در صورتي که در همان وقت‏ها در عزاداري‏ها حتي در بغداد نيز که مرکز سنيان بوده بازارها را تعطيل مي‏کردند و مفصل عزاداري مي‏کرده‏ اند هرگز کسي نبوده که قمه بزند يا شنايع ديگر انجام دهد. علماي نجف همگي از آقاي سيد ابوالحسن اصفهاني گرفته تا کاشف الغطا و ميرزاي قمي همه در رساله‏ هاي خود و در استفتائات اين اعمال را حرام کرده‏ اند و اگر سخن ما را باور نداريد هم الآن نيز سؤال کنيد و از آنان جواب بخواهيد تا ببينيد چگونه به شما جواب خواهند داد. کساني نيز مي‏گويند تمام اين کارها - راه انداختن اين دسته‏ ها و انجام دادن اين فجايع - چون به پا داشتن شعائر اسلام است اشکالي نخواهد داشت، ولي فراموش نبايد کرد که حتي امور واجب نيز در مورد ايذاء و اذيت نفس ساقط مي‏شود. روزه در هنگام مرض و وضو در بودن زخم و حج در هنگام ناامني همه ساقط مي‏شود که هيچ عمل آنها نيز حرام است چه رسد به اين امور مستحب. به اين کسان بايد گفت که مثل شما مثل آن کسي است که انگورهاي وقف مسجد را شراب کرده و مي‏فروخت و چون از او علت کار را پرسيدند، گفت چون وقف مسجد است و فايده فروش آن صرف مسجد خواهد شد حرام که نيست هيچ، خوردنش هم مستحب است. آري، ما در اين باره از پيشوايان بزرگوارمان يعني از پيامبر اکرم و از ائمّه‏ عليهم السلام که فرمودند دين اسلام دين آسان و ساده است و مي‏گفتند: سعي کنيد که باعث افتخار ما باشيد نه باعث مذلت و سرافکندگي ما، و باز مي‏فرمودند: ايذاء به نفس و آزار بدن حرام است، پيروي مي‏کنيم و فرمانشان را به کار مي‏بنديم. نه خود را اذيت مي‏کنيم نه آزاري بر نفس خود وارد مي‏ آوريم و نه باعث ريختن آبروي آن بزرگواران مي‏شويم. اين بود آنچه مي‏خواستم به طور مختصر در اطراف اعمال شنيعي که در عزاداري‏هاي دروغين به نام دين بجا مي‏ آيد بنويسيم و به طور ساده از راه دين آنها را رد کنم. شکر و سپاس خداي را که کار به اتمام رسيد.

تاريخ 18 شهر محرم الحرام سال 1346 در شهر بيروت به دست اين فقير درگاه پرورگار حسن حسيني عاملي، که خدا از سر تقصيراتش بگذرد، تمام شد. وَ صَلَّي اللَّهُ عَلي سِيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَّلَمَ.